اداره – دفتر اخبار جراحی پزشکان اخبار اجتماعی

اداره – دفتر: اخبار جراحی پزشکان اخبار اجتماعی

گت بلاگز اخبار حوادث شهاب هرچه در باره ازدواج گفت دروغ بود،او فقط هوسران است ، دختر15ساله در منزل مجردی پسر17ساله دستگیرشد

دختر 15 ساله که در یک منزل مجردی به همراه پسر 17 ساله ای دستگیر شده است بود، درحالی که بیان می کرد من به امید ازدواج و رسیدن به آرزوهایم از منزل فرار کردم ولی ا

دختر15ساله در منزل مجردی پسر17ساله دستگیرشد/شهاب هرچه در باره ازدواج گفت دروغ بود،او فقط هوسران است

عبارات مهم : زندگی

دختر 15 ساله که در یک منزل مجردی به همراه پسر 17 ساله ای دستگیر شده است بود، درحالی که بیان می کرد من به امید ازدواج و رسیدن به آرزوهایم از منزل فرار کردم ولی اکنون همه آرزوهایم در آتش نادانی و هوس های شیطانی سوخته هست، داستان زندگی خود را جهت کارشناس اجتماعی کلانتری الهیه مشهد بازگو کرد.

به گزارش خراسان ؛ وی گفت: در کلاس پنجم ابتدایی تحصیل می کردم که پدر و مادرم از یکدیگر طلاق گرفتند. اگرچه پدرم فردی تحصیل کرده و فرهنگی بود ولی آن ها هیچ گونه تفاهم اخلاقی با یکدیگر نداشتند و در نهایت نیز کارشان به جدایی کشید در این میان من و برادر بزرگ تر و خواهر کوچکم نزد پدرم ماندیم آیا که مادرم نزد پدر بزرگم رفته بود و نمی توانست از ما نگهداری کند. مدتی بعد پدرم نیز با زن دیگری ازدواج کرد ولی من هیچ گاه نتوانستم با نامادری ام کنار بیایم.

او همواره به چشم یک مزاحم به من می نگریست و از سوی دیگر نیز من تحت تاثیر حرف های مادرم تلاش می کردم به هر طریقی با او لجبازی کنم. به خاطر همین رفتارها بارها کتک خوردم. فضای منزل آن قدر آشفته بود که خیلی احساس تنهایی می کردم و با هیچ کس ارتباطی نداشتم. آن روزها در کلاس هفتم درس می خواندم که جهت رهایی از این اوضاع وارد اینستاگرام، تلگرام، شبکۀ اجتماعی فیس بوک و … در اینترنت شدم و ساعت های زیادی را این گونه سپری می کردم تا این که در یکی از همین اینستاگرام، تلگرام، شبکۀ اجتماعی فیس بوک و … با «شهاب» آشنا شدم. او 15 ساله بود و در مشهد زندگی می کرد.

شهاب هرچه در باره ازدواج گفت دروغ بود،او فقط هوسران است ، دختر15ساله در منزل مجردی پسر17ساله دستگیرشد

با رد و بدل شدن جملات باعشق ارتباطی صمیمی بین من وشهاب شکل گرفت. او شاگرد یک فروشگاه بود و به تنهایی در منزل مجردی زندگی می کرد. روابط تلفنی ما ادامه داشت به طوری که ساعت های زیادی راجع به آینده و آرزوهایمان با یکدیگر سخن می گفتیم. دو سال بعد شهاب در حالی پیشنهاد ازدواج داد که پدرم در جریان روابط تلفنی ما قرار گرفته بود. از آن روز به بعد برادر 19 ساله ام و پدرم که مخالف این ارتباط بودند، محیط منزل را برایم آزاردهنده کردند به طوری که اگر سمت گوشی تلفن می رفتم کتک مفصلی می خوردم.

وقتی عنوان را به شهاب گفتم، او پیشنهاد فرار از منزل را مطرح کرد من هم که هیچ آگاهی از سرانجام این کار نداشتم به حرف هایش اعتماد کردم و از شهر کرد به مشهد آمدم. او مرا به منزل مجردی اش برد تا این که سه روز بعد و در پی شکایت پدرم نیروهای انتظامی من و شهاب را دستگیر کردند.

دختر 15 ساله که در یک منزل مجردی به همراه پسر 17 ساله ای دستگیر شده است بود، درحالی که بیان می کرد من به امید ازدواج و رسیدن به آرزوهایم از منزل فرار کردم ولی ا

این جا بود که فهمیدم فریب هوسرانی های شهاب را خورده ام و او قصد ازدواج با مرا نداشته آیا که خودش نیز در یک خانواده آشفته بزرگ شده است است و دست به هر خلافکاری می زند.

واژه های کلیدی: زندگی | ازدواج | اخبار حوادث

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs